السيد محمد حسين الطهراني
297
الله شناسى (فارسى)
وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ . « 1 » « و هان اى پيغمبر ! ما آنچنان ( براى بحث و مؤاخذهء إبراهيم از عمويش آزر دربارهء پرستش أصنام ) به إبراهيم ملكوت آسمانها و زمين را نشان مىدهيم ؛ و به جهت آنكه از صاحبان يقين بوده باشد . » « 2 » و محصَّل سخن آنكه بايد انسان با عزمى راسخ و ارادهاى متين و تصميمى استوار ، پاى مجاهده در راه نهد و از زرق و برق دنياى عوامفريبانه و كودك فريب بگذرد . پشت پا به همهء اين تعيّنات و هواهاى مكّارانهء شيطانيّه و مصلحت انديشىهاى عمر ضايعكننده بزند ؛ و از قول و گفتار ، به عمل و كردار آيد . و از « لِمَ » و « بِمَ » و « لَعَلَّ » عبور كند . و از دعاوى باطله و دور هم جمعشدنها به اسم مجلس عرفان و به نام ذكر حقّ بگذرد ؛ و خود را به حقيقت عرفان و واقعيّت
--> ( 1 ) آيه 75 ، از سورهء 6 : الانعام ( 2 ) آيه قبل از اين كه آيه 74 است ، اين آيه است : وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً إِنِّي أَراكَ وَ قَوْمَكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ . « و ياد بياور اى پيغمبر زمانى را كه إبراهيم به پدرش آزر گفت : آيا تو بتهائى را به عنوان معبودها و خدايان اتّخاذ نمودهاى ؟ ! من تحقيقاً تو را و قوم تو را در گمراهى آشكارى مشاهده مىكنم ! » حضرت استاد ما علّامه ( قدّه ) در « الميزان فى تفسير القرآن » ج 7 ، ص 176 فرمودهاند : « لفظ وَ كَذلِكَ نُرِي اشاره است به آيه پيشين : وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ . و معنى اينطور مىشود : ما به إبراهيم ملكوت آسمانها و زمين را نشان داديم ، و آن ارائه وى را برانگيخت تا با پدرش ( عمويش ) آزر و قوم او راجع به أصنام بحث كند و ضلالتشان را به آنان بنماياند . و ما وى را بدين موهبت و عنايت كه عبارت باشد از ارائهء ملكوت ، پيوسته مدد مىنموديم تا آنكه شب فرا رسيد و ستارهاى بدرخشيد »